هدف پژوهش حاضر بررسي عوامل مؤثر بر پذيرش ارزشهاي مذهبي توسط دانشجويان است. بدين منظور تأثير شش عامل خانواده، گروه همسالان، وسايل ارتباط جمعي و وضعيت اقتصادي، ميزان تحصيلات و شخصيتهاي مذهبي مورد بررسي قرار گرفت.
مذهب (و ارزشهاي مربوط به آن) يكي از پنج نهاد اصلي هر جامعهاي است و طبعاً داراي كاركردهايي ميباشد كه همين كاركردها باعث تداوم آن در طول زمان شده است. هدف پژوهش حاضر بررسي عوامل مؤثر بر پذيرش ارزشهاي مذهبي توسط دانشجويان است. بدين منظور تأثير شش عامل خانواده، گروه همسالان، وسايل ارتباط جمعي و وضعيت اقتصادي، ميزان تحصيلات و شخصيتهاي مذهبي مورد بررسي قرار گرفت. خانواده به عنوان اولين واحد اجتماعي هنوز نقش عمدهاي در جامعهپذير كردن فرزندان، خصوصاً در تربيت ديني آنان دارد. گروه همسالان نيز مانند خانواده نفوذ زيادي در رفتار افراد دارد. بالا رفتن تحصيلات موجب نميشود كه فرد اعمال مذهبي را انجام ندهد. صرف وقت بيشتر به استفاده از وسايل ارتباط جمعي نميتواند تأثير منفي بر انجام اعمال مذهبي داشته باشد. بين وضعيت اقتصادي و انجام اعمال مذهبي رابطه معنادار وجود ندارد. بين رفتار اشخاص مذهبي و انجام اعمال مذهبي توسط جوانان رابطه منفي وجود دارد.
مقدمه:
ارزش(value) از بنياديترين عوامل در تبيين انديشه، عمل يا اعمال فرد و همچنين شكلگيري حيات اجتماعي است. (ساروخاني، 1376: 909)
ارزشهاي اجتماعي از اساسيترين عناصر يك نظام اجتماعي هستند كه از طريق كنترل و هدايت آنها ميتوان جامعه را به زوال يا تعالي كشاند. (رفيعپور، 1378 : 267) ارزشهاي مذهبي نيز يكي از انواع ارزشها در هر جامعهاي است و بايد گفت تجلي آن در همه جوامع به يك شكل خاص نيست همان طور كه جلوه آن در افراد مختلف و با توجه به شرايط زماني ميتواند متفاوت باشد. به نظر ميرسد توجه به يك امر مقدس در همه زمانها وجود داشته است. دين مفهومي است كه ميتوان براي آن ابعاد مختلفي قائل شد. برخي دانشمندان علوم اجتماعي دينداري يا وابستگي به مذهب را داراي حداقل دو بعد "اجراي فرايض مذهبي" و "اعتقادات مذهبي" دانستهاند. اجراي فرايضي مثل نماز، روزه، مناجات و مناسك گوناگون به وسيله مشاهدات عملي آشكار خواهد شد.
اعتقادات مذهبي از طريق پاسخ به سئوالات عقيدتي مكشوف خواهد شد. (طالبان، نمايه پژوهش: 122) مناسك ديني، ناظر بر نيازهاي اجتماعي ريشهدار انسان است و دين واقعيتي اجتماعي است. وقتي شخصي به دين عمل ميكند در واقع حس همبستگي و خود اتكايي به گروه و خلاصه حس بودن در جامعه را نشان ميدهد. دين زبان مشترك اخلاقي جامعه و امري است كه در تثبيت اوضاع نقش دارد. دوركيم به عنوان جامعهشناس معتقد بود كه جامعه براي بقا بايد در درون فرد فرد آحاد خود حضور داشته باشد و اين دين بود كه در درون افراد، احساس الزامي اخلاقي نسبت به مصالح اجتماعي پديد ميآورد، بنابراين مكانيسمي بود كه سامان اجتماعي را حفظ ميكرد و يك نياز اجتماعي محسوب ميشد. (فراستخواه، 1377 : 140)
پيشينه مطالعات:
الف- نگرشها و رفتارهاي ديني نوجوانان تهراني و دلالتهاي آن بر نظريه سكولارشدن.
بعد اعمال ديني ضعيفترين بعد در بين ابعاد چهارگانه دينداري بود. با وجود اين، با توجه به پاسخ دانشآموزان به تكتك عبارات تشكيلدهنده اين بعد، ميتوان گفت كه پاسخگويان اعمال و عبادات فردي را بسيار بيشتر از اعمال و عبادات جمعي انجام ميدهند. نسبت كساني كه اظهار داشتهاند هرگز يا به ندرت اعمال زير را انجام ميدهند:
روزه (24%)، نماز (17%)، شركت در نماز جماعت (78%)، همكاري با مسجد يا ساير مؤسسات اسلامي (78%)، شركت در نماز جمعه (90%)، (سراجزاده، نمايه پژوهش: 116).
ب - گزارش نهايي نتايج پژوهشي طرح مشاوره ملي با جوانان، سازمان ملي جوانان 1380 .
نگرش جوانان به دوستانشان تأثير مثبت در هويت ديني آنان دارد. ميتوان گفت دوستان، در جواناني كه سن بيشتري دارند (چون در گروه دانشجو قرار ميگيرند) تأثير مثبتي بر هويت ديني آنان ميگذارند. جواناني كه نگرش مثبتي به كار يا پيدا كردن آن ندارند، هويت ديني آنان در معرض تهديد قرار ميگيرد.
نگرش به روحانيون با بتاي 2 درصد هويت ملي جوانان را به صورت منفي پيشبيني ميكند. به نظر ميرسد با آن كه جوانان ايراني كاملاً مذهبي هستند اما برخي از روحانيون مختصر نقش منفي در هويت جوانان به جا گذاشتهاند. نگرش مثبت به اعتقادات قلبي ديني به ترتيب در سطوح تحصيلي خانوادگي نسبتاً پايين و بالا ديده ميشود. دانشجويان سطوح تحصيلي خانوادگي متوسط نگرش كمتر مثبتي به اعتقادات قلبي ديني دارند. (سازمان ملي جوانان - 1380)
ج - سنجش دينداري جوانان
نتايج اين پژوهش نشان داد كه از هر شاخصي كه براي دينداري استفاده كنيم، نه تنها دينداري و تعلق مذهبي جوانان نمونه تحقيق، بحراني و اسفناك نبوده بلكه اكثريت مطلق آنها واجد تعلقات ديني بالايي هستند. به نظر ميرسد كه احساس ناخشنودي و نگراني بسياري از مسئولين فرهنگي و متدينين از وضعيت اعتقادي و مذهبي جوانان تهراني جدا از توقعات غيرواقعبينانه و متناسب با دنياي بزرگسالان، بيشتر متكي بر برخي شيوههاي رفتار مغاير با ارزشها و موازين اجتماعي و مذهبي ابراز شده از طرف جوانان باشد.
شيوههاي رفتاري جوانان هرچند كه نابهنجار باشد مسلماً باز هم جانشين سنجشهاي مستقيم اعتقادات و تعلقات ديني نيست. فرو كاستن دينداري صرفاً به يك سلسله موازين رفتاري خاص و ظاهري در واقع محدود كردن دين در قالب تنگ و ظاهري است (طالبان، نمايه پژوهش: 129 - 128)
هدف تحقيق:
هدف از اين تحقيق، بررسي ميزان نقش عواملي چون خانواده، گروه همسالان، وسايل ارتباط جمعي، وضعيت اقتصادي، ميزان تحصيلات و همچنين رفتار افراد مذهبي بر روي ارزشهاي مذهبي است. اين كه تأثير هريك از اين عوامل روي ارزشهاي مذهبي چقدر است، آيا امروزه جوانان، در مورد ارزشهاي مذهبي بيشتر از خانواده خود تأثير ميپذيرند يا اين كه گروه همسالان نقش مهمتري دارد، بهتر شدن وضعيت اقتصادي، بالارفتن تحصيلات، چه تأثيري ميتواند روي اين اعمال داشته باشد، ميزان استفاده از وسايل ارتباط جمعي چه تأثيري روي اين ارزشها گذاشته است؟
تعيين حدود مسئله:
با توجه به مدل گلاك و ستارك در ميان عرصههاي مشترك دينداري (ابعاد اعتقادي، مناسكي، عاطفي، فكري و پيامدي) براي تحقيق حاضر، بعد مناسكي انتخاب شد كه اگر بخواهيم آن را با اسلام منطبق كنيم در ارتباط با اعمال ديني، نمازهاي روزانه، روزه گرفتن در ماه رمضان، اعمالي واجب براي هر مسلمان بالغ هستند. خواندن قرآن، شركت در نمازهاي جماعت و جمعه، شركت در مراسم جشن و عزا در مساجد و يا ساير اماكن ديني هم به طور اكيد توصيه ميشود. (سراجزاده، نمايه پژوهش: 106)
تعريف مفاهيم:
دين: در مجموع سلسلهاي از نهادها هستند كه عواطف گوناگون بشري را - منفي و مثبت - طلب كرده و در شعاير و تشريفات خاصي كه به وسيله معتقدان و مؤمنان به اديان مختلف برگزار ميشود، شكل عيني و اجتماعي به خود ميگيرند.
خانواده: گروهي از افراد كه با يكديگر پيوندي بر پايه همخوني (نسبي) يا ازدواج (سببي) و يا فرزندپذيري(Adoption) دارند.
گروه همسالان: همسالان گروه همطرازي است كه بيشترين نفوذش را در دوره نوجواني اعمال ميكند.
تحصيلات: منظور، بيشتر تحصيلات دانشگاهي است كه به نظر ميرسد هر چه تحصيلات بالاتر باشد ديدگاه اين افراد به مسايل، نسبت به افراد معمولي متفاوت ميشود.
وسايل ارتباط جمعي: وسايلي نظير راديو، تلويزيون، ويدئو و همچنين ماهواره و اينترنت.
اشخاص مذهبي: كساني كه به جز خانواده عهدهدار تكميل تربيت ديني افراد هستند. معلمان ديني در سطح مدارس، روحانيون يا مبلغين كه در مساجد به فعاليت ميپردازند.
وضعيت اقتصادي: با توجه به ميزان درآمد ميتوان افراد را به سه دسته تقسيم كرد. قشرهاي بالاي جامعه، قشر متوسط و قشر ضعيف يا پايين.
روش تحقيق:
روش تحقيق در پژوهش حاضر از نوع پيمايشي است. جامعه آماري تحقيق، شامل كليه دانشجويان رشتههاي مامايي، پرستاري و علوم آزمايشگاهي دانشگاه آزاد اسلامي واحد بابل (نيمسال دوم 82 - 81) ميباشد كه از بين آنها 120 نفر به طور تصادفي به عنوان نمونه آماري تحقيق انتخاب شدند.
ابزار اندازهگيري، پرسشنامه محقق ساخته شامل 25 سئوال است كه از سئوال 1 تا 18 براساس مقياس پنج درجهاي ليكرت و سئوالات 19 تا 25 طبق پرسشنامه سيدحسين سراجزاده قسمت بعد مناسكي (نمايه پژوهش، 1377 : 107 ) تنظيم شده است و اعتبار آن براساس ضريب آلفاي كرونباخ 69 درصد برآورده گرديد.
براي تجزيه و تحليل دادههاي پژوهشي از آمار توصيفي و استنباطي استفاده شده است.
در سطح توصيفي از مشخصههاي آماري نظير فراواني، درصد، ميانگين، ميانه و واريانس، در سطح استنباطي از ضريب همبستگي اسپيرمن استفاده شد.
يافتههاي تحقيق:
در مورد فرضيه اول: تأثير تربيت ديني خانواده روي اعمال مذهبي بود، با توجه به تجزيه و تحليل دادهها، اين فرضيه تأييد ميشود يعني خانواده به عنوان اولين واحد اجتماعي هنوز نقش عمدهاي در جامعهپذير كردن فرزندان خصوصاً در تربيت ديني آنان دارد.
فرضيه دوم: كه تأثير گروه همسالان روي اعمال مذهبي افراد بود، تأييد شد. يعني گروه همسالان نيز مانند خانواده نفوذ زيادي در رفتار افراد دارد. با توجه به اين كه افراد نمونه، دانشجو بودند، ارتباط تقريباً هر روزه با دوستان در محيط دانشگاه و بعضاً در خوابگاه موجب تأثيرپذيري آنها از رفتار يكديگر ميشود.
فرضيه سوم: رابطه بين تحصيلات و انجام اعمال مذهبي بودكه اين فرضيه رد شد يعني از نظر افراد نمونه بالا رفتن تحصيلات فرد موجب نميشود كه اعمال مذهبي را انجام ندهند.
فرضيه چهارم: رابطه بين استفاده از وسايل ارتباط جمعي و انجام اعمال مذهبي افراد بود كه با توجه به تجزيه و تحليل اين فرضيه هم رد شد. يعني صرف وقت بيشتر به استفاده از اين وسايل نميتواند تأثير منفي روي انجام اعمال مذهبي داشته باشد.
فرضيه پنجم: تأثير وضعيت اقتصادي روي انجام اعمال مذهبي بود كه اين فرضيه هم رد شد يعني از نظر افراد نمونه، اين طور نيست كه كساني كه از وضعيت اقتصادي خوبي برخوردارند اعمال مذهبي را انجام ندهند و يا اين كه كمتر انجام دهند.
فرضيه ششم: رابطه بين رفتار افراد مذهبي و انجام اعمال مذهبي جوانان بود كه پس از تجزيه و تحليل، اين فرضيه هم رد شد. يعني ازنظر افراد نمونه، رفتار اشخاص مذهبي طوري نبوده كه باعث جذب جوانان به سوي خودشان و در نتيجه پيروي از دستوراتشان باشد.
بحث و نتيجهگيري:
پس از بررسي فرضيهها و ارتباط آن با متغير وابسته، نتيجه ميگيريم كه خانواده و گروه همسالان به عنوان مهمترين عوامل جامعهپذيري هنوز ميتوانند نقش عمدهاي در رفتار و اعمال افراد داشته باشند. در گروه همسالان نيز، چون بيشتر افراد سعي ميكنند دوستان خود را در ميان افراد همسطح خود و خانوادهشان بيايند، نقش اين گروه نيز تقريباً ميتواند مكمل نقش خانواده باشد.
عدم ارتباط بين وضعيت اقتصادي و سطح تحصيلات با انجام اعمال مذهبي شايد به اين خاطر باشد كه وقتي فردي در خانواده با اين ارزشها آشنا شد و يا به عبارت ديگر آنها را دروني كرد (به وسيله رفتار والدين يا برادر و خواهر) عوامل ديگر كمتر ميتوانند تأثير منفي روي اين اعمال بگذارند و يا اين كه محرك قويتري بايد وجود داشته باشد تا اين تأثير منفي نمايان گردد.
در سئوالات مربوط به بعد مناسكي، انجام اعمال يا عبادات فردي مثل خواندن نماز در هر روز (5/77%)روزه (3/87%) نسبت به بقيه اعمال (شركت در نماز جمعه، شركت در نماز جماعت، خواندن قرآن و شركت در مراسم و عزاداريها) بيشتر انجام ميگرفت.
+ نوشته شده در چهارشنبه 2 فروردین1385ساعت 1:53  توسط hossein.h
|